السيد محمد حسين الطهراني

346

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

وهّابيّون و اين دسته از اخباريّون محبوس در حبس جهالت ، هر دو از وصول به معانى راقيّه قرآن محروم‌اند . وهّابيّون مثلا مىگويند : در آيهء قرآن كه وارد شده است : يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ « 1 » ( دست خداوند ، در بالاى دست‌هاى ايشان است . ) مراد از دست ، همين دست است . غاية الأمر بسيار بزرگ و صاحب اقتدار ، متناسب با وجود خود خدا . اين گروه از اخباريّون در اين آيه مىگويند : مراد از دست قدرت است ؛ و ليكن دست را در معناى قدرت مجازا استعمال نموده است . فلهذا در بسيارى از موارد كه از جستجوى قرينهء بر مجاز ، عاجز مىشوند ، همچون لفظ صراط ، و ميزان ، و تجرّد عالم روح ، و نفس ، و فرشتگان ، و غيرها ، جمود بر معناى ظاهر نموده ، و بالأخره در نتيجه و نهايت با وهّابيها از يك در ، سر بيرون مىآورند . مسلك حقّ آنست كه : ألفاظ براى معانى كليّه و عامّه وضع شده‌اند . و استعمال يد ( دست ) در اين آيهء مباركه براى موجودى است معنوى كه در تحت ولايت كلّيّه الهيّه رتق و فتق امور را مىكند ؛ و اين استعمال هم حقيقت است ؛ نه مجاز . ببين تفاوت ره از كجاست تا بكجا ؟ ! و مطلب مهمّ ديگرى كه بايد تذكّر داده شود ؛ آنست كه : برخى از دانشمندان قريب به عصر ما خواسته‌اند كه : آيات قرآن را بر علوم مادّى و طبيعى : هيئت ، طبّ ، طبيعيّات ، و غيرها تطبيق كنند . و به خيال خود خدمتى به قرآن نموده ؛ و بفهمانند كه : محتويّات قرآن قابل انطباق بر علم بوده ، و أبدا علم نمىتواند ناسخ آن گردد . غافل از آنكه : اين خدمت آنها در جهت معكوس ، و در راه خراب كردن ،

--> ( 1 ) آيهء 10 ، از سورهء 48 : فتح : إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ .